شبی را به خوابم بیا، نازنین!
دلم را پُر از بوی خورشید کن
بیا چشمه غصههای مرا
پُر از جوششِ شعر امید کن
بیا که جهان، زیر هر گام تو
پُر از رویش سبزهها میشود
دلِ آسمان، پُر زِ رنگین کمان
زمین، غرق ذکر خدا میشود

امام سجاد علیه السلام فرمودهاند:ای گروه شیعه، با سوره «انا انزلناه فی لیلة القدر» با مخالفین امامت ائمه معصومین علیهم السلام مخاصمه و مباحثه (و اتمام حجت) كنید تا كامیاب و پیروز شوید، به خدا كه آن سوره، پس از پیغمبر اكرم صلی الله علیه و آله حجت خدای تبارك و تعالی است بر مردم، و آن سوره آقای دین شماست و نهایت دانش و آگاهی ماست. ای گروه شیعه، با «حم و الكتاب المبین؛ انا انزلناه فی لیلة مباركة انا كنا منذرین» مخاصمه و مناظره كنید، زیرا این آیات مخصوص والیان امر امامت بعد از پیامبر اكرم صلی الله علیه و آله است.
غیبت امام(ع) آزمایشی الهی است که در آن بندگان آزموده می شوند تا سره از نا سره تمیز یابد و کسانی که دارای ایمان راسخی نیستند، باطن آنها و حقیقت وجودشان آشکار گردد.در تمامی آیین های بشری این باور وجود دارد که مصلحی ظهور خواهد کرد و جهان را از عدل و داد سرشار خواهد کرد اما شیعیان بر این باورند که این منجی حاضر و حی است و بر تمامی اسرار آگاه اما از دیدگان غایب است.او در غیبت است تا صبر جهان از غیبت اش به سر آید و او را صدا زند تنها در چنین زمانی است که او خورشید روشنایی بخش بشریت طلوع خواهد کرد.با وجود این باور هماره این سوال مطرح بوده است که اگر امام(ع) حاضر است پس چرا غایب است و چگونه می شود از امامی که از انظار غایب است سود جست و از وجود او تاثیر گرفت؟

در کلام معصوم آمده است وجود آن حضرت(ع) در زمان غیبت مانند خورشیدی است که ابرها بر نور آن سایه انداخته اند. (بحار الانوار، ج 53، ص 180).تشبیه زیبای به کار رفته در حدیث نشان می دهد که وجود آن حضرت حتی در غیبت همچون خورشید در پس ابر همچنان بر وجود ما می تابد و جهانی را از نور خود روشن می کند. آری این خورشید است که نور روشنایی اش را بر همه چیز و همه کس بدون چشم داشتی افروخته است.از معانی گران بهایی که می توانیم از حدیث بیاموزیم آن است که همچنان که مردم انتظار بیرون آمدن خورشید از پس ابرهاى تیره را مى کشند تا بیشتر ازآن بهره مند گردند، در زمان غیبت نیز شیعیان و محبان حضرت هماره انتظار وجود مبارکش را دارند که این انتظار در انسانها حالت انتظاری خوشایند و امید بخش ایجاد می کند که آنها را از یاس و ناامیدی می رهاند.
همیشه این دعا را با خود زمزمه کنید:
اللهم انا نشکو الیک فی دولة کریمه تعز بها الاسلام و اهله و تذل بها النفاق و اهله
ماه رمضان نهمین ماه از ماههای قمری و بهترین ماه سال است ، بهترین فرصت برای به دست آوردن کمال و معنویت ؛ ماهی که می توان در آن به تقرب رسید و حقایق را آنگونه که هست نظاره کرد.در این ماه شریف ؛ روحانیت خاصی بر جسم و روح انسان حاکم است و آدم خاکی به واسطه تاثیر این حالات احساسی آسمانی دارد .رمضان ؛ ماه رحمت و غفران الهی است که دریای بیکران لطف و عنایت حضرت دوست در آن جوشش و تلاطم دیگری دارد .پیامبر اعظم (ص ) شعبان را ماه خود و رمضان را ماه خدا دانست و امت خویش را نسبت به اهمیت آن آگاه فرمود .امام سجاد (ع) نیز در وداع از ماه مبارک رمضان ؛ مناجاتی جانسوز دارد و مانند کسی که می خواهد از عزیزترین خویش جدا شود با این ماه پر عظمت بدرودمی گوید .

رمضان از اسماء الهی است
رمضان اسمي از اسماء الهي است و نباید به تنهائي ذکر کرد مثلا بگوئیم، رمضان آمد یا رفت، بلکه باید گفت ماه رمضان آمد، یعني ماه را باید به اسم اضافه نمود، در این باره به سخنان حضرت امام محمد باقر (علیه السلام) اشاره می کنیم .هشام بن سالم نقل روایت می کندو می گوید: ما هشت نفر از رجال در محضر حضرت ابی جعفرامام باقر (ع ) بودیم ، پس سخن از رمضان به میان می آوردیم .
واژه رمضان و معناي اصطلاحي آن
رمضان از مصدر «رمض» به معناي شدت گرما ، و تابش آفتاب بر رمل... معنا شده است ، انتخاب چنین واژهاي براستي از دقت نظر و لطافت خاصي برخوردار است ، چرا که سخن از گداخته شدن است ، و شاید به تعبیري دگرگون شدن در زیر آفتاب گرم و سوزان نفس و تحمل ضربات بي امانش ، زیرا که رمضان ماه تحمل شدائد و عطش است ، عطشي ناشي از آفتاب سوزان یا گرماي شدید روزهاي طولاني تابستان.
عمريست در هواي خودت گريه ميکني
عمريست با نواي خودت گريه ميکني
گاهي کنار تربت مخفي مادرت
بر خاک آشناي خودت گريه ميکني
يک شب کنار پنجره فولاد ميروي
با حاجت ودعاي خودت گريه ميکني
شبهاي جمعه زائر شش گوشه ميشوي
با ياد کربلاي خودت گريه ميکني
با خواندن زيارت ناحيه تا سحر
با سوز روضه هاي خودت گريه ميکني
لايق نبوده ايم انيس غمت شويم
بادرد وغصه هاي خودت گريه ميکني
ماکه اهميت به غيابت نميدهيم
از غربتت براي خودت گريه ميکني
هرهفته نامه هاي مرا ميزني ورق
بر حال اين گداي خودت گريه ميکني
کس تاب آن نداشته هم گريه ات شود
تنها تو پا به پاي خودت گريه ميکني

هرسحر منتظر يار نباشم چه کنم
من اگر منتظر يار نباشم چه کنم؟
گريه بر درد فراق تو نکردن سخت است
خونجگر از غمت اي يار نباشم چه کنم؟
عده اي بر سر آنند اسيرت نشوند
من برآنم که گرفتار نباشم چه کنم؟
تو چه کردي که من از خواب وخوراک افتادم
راستي راستي بيمار نباشم چه کنم؟
چهارده بار خدا عاشق تو شد من اگر
عاشق روي تو نباشم چه کنم؟
ابرويت تيغ مصرٌي است که جان ميطلبد
به طلبکار بدهکار نباشم چه کنم؟
خواستم نام مرا هم بنويسند همين
سر بازار خريدار نباشم چه کنم؟
من اگر مثل تو هرصبح وغروبي آقا
فکر بين در وديوار نباشم چه کنم؟
امام باقر عليه السلام فرمودند:شب نيمهي شعبان بعد از ليله القدر، برترين شبهاست. خداوند در آن شب فضل خود را به بندگان عطا ميفرمايد و ايشان را به كرم خويش ميآمرزد. پس در تقرب جستن به سوي خداي تعالي كوشش كنيد زيرا خداوند به ذات مقدسش قسم ياد فرموده است كه هيچ سائلي را در آن شب از درگاه خود دست خالي برنگرداند مادامي كه خواستهي او معصيت نباشد و خداوند آن شب را به ما اختصاص داده است. پس در دعا و ثنا بر خداي تعالي در آن شب كوشش نماييد.
پيامبر اكرم صلي الله عليه و آله و سلم فرمودند:
در شب نيمهي شعبان روزيها تقسيم ميشود و عمر مردم معين ميگردد و روندگان به حج نامشان نوشته ميشود و خداي تعالي در خلق خود افراد بيشماري را ميآمرزد.

دعاي شب نيمهي شعبان
هر كس در شب نيمهي شعبان ۲۱ مرتبه اين دعا را مابين نماز مغرب و عشاء، قبل از آنكه سخني بگويد بخواند، تا شب نيمهي شعبان سال بعد به فرمان خدا، هيچ مكروهي به او نرسد و اگر عمر او تمام شده باشد، خداوند عمر دوباره به او كرامت فرمايد.
بسم الله الرحمن الرحيم
اللهم انك عليم حليم ذو اناة و لا طاقة لنا بحكمك يا الله يا الله يا الله، الامان الامان الامان من الطاعون و الوباء و موت الفجأة و سوء القضاء و شماتة الاعداء، ربنا اكشف عنّا العذاب انا موقنون برحمتك يا ارحم الراحمين.
«ناشناخته بودن» یکی از معانی رایج غربت است. اگر معرفتی که شایسته و بایستهی شخصی است، وجود نداشته باشد، او را میتوان «غریب» دانست. به عنوان مثال، اگر مردم با پزشک ماهری زندگی کنند، ولی او را نشناخته و به کمالات و تخصص و ایمان و دلسوزی او آگاه نباشند و با او مثل یک فرد بیسواد برخورد کنند، اصطلاحاً به آن پزشک،«غریب» گفته میشود. از طرفی ممکن است مردم به تخصص و تعهد او آگاه شوند، ولی قدر او را نشناسند، و قلباً به او اعتقاد نداشته باشند، و در مقابل به پزشکان دیگری که این تعهد و تخصص را ندارند اعتماد کنند. در این صورت باز هم این پزشک «غریب» مانده است.حال فرض کنید که این پزشک، در علم فقه هم متخصص باشد، در این صورت انتظار میرود که وقتی صحبت از فقه میشود او را در زمرهی فقها بر شمرده و به عنوان یک فقیه برای او حساب باز کنند. در غیر این صورت، حق او ادا نشده است.به این ترتیب، هر چه کمالات فرد بیشتر و فراگیرتر باشد، ضرورت شناخت او ملموستر میشود. و هر کدام از ویژگیهای برجستهاش که – به طور اختیاری یا غیر اختیاری - مورد عدم توجه واقع شود، از آن جهت ناشناخته و غریب خواهد ماند.به همین ترتیب، اگر یک واسطهی خیر شناخته نشود و مردم ندانند که نعمتها و برکات از جانب چه کسی به آنها رسیده است، به سبب این نادانی، شکر نعمت او را چنانچه شایسته است ادا نمیکنند، و لذا او "غریب" میماند. از طرف دیگر، اگر ولیّ نعمت شناخته شود، ولی به خاطر بیتوجهی و به عمد، از او قدرشناسی لازم نشود، کفران نعمت صورت گرفته، و این کفران نعمت به نوعی دیگر، به غربت او میانجامد. برای روشن شدن مطلب، به ذکر مثالی میپردازیم.
برایت بگویم که در وانفسای روزگار چقدر ارزو کرده ام که ای کاش پشتم به نو کری چون تو اربابی گرم بود...ای سبیل الله الذی من سلک غیره هلک.....هلاک روزگار شده ام هلاک!
نازنینا !مگذار زمین دلمان فرو ریزد....

مثل هميشه منتظرم آه مي کشم
چون انتظار يوسف از اين چاه مي کشم
در عالم خيال،مسير عبور را
در امتداد سبز همين راه مي کشم
ناديده عاشقت شده ام مثل کودکان
عکس تو را شبيه به يک ماه مي کشم
آقا بيا که فصل غريبي است نازنين
آقا بيا ز غصه تو را آه مي کشم
جاي گلايه نيست که دوري گزيده اي
هرچه کشيدم از دل گمراه مي کشم
صاحب مال منال و جانتان
حرفها دارم بگویم با شما
تا شود محکم دل و ایمانتان
عرضه میگردد به من حال شما
پس نظاره میکنم در کارتان
چون ببینم نامه اعمالتان
بس تاسف میخورم بر حالتان
میشوم شرمنده از کار شما
از خدا خواهم فرج در کارتان
هان عزیزانم کدامین سو روید ؟
این منم چون کعبه آمالتان
قولتان با فعلتان همراه نیست
بر کدامین پایه است رفتارتان
عهد می بندید و بر هم میزنید
پس چرا سست است این پیمانتان؟
آیه های واضح قرآن منم
پس چرا دورید از قرآنتان

یوسف زهرا منم کو عاشقی ؟
تا بجوید از دل بازارتان
دوست دارم گفتگو با من کنید
میپسندم ناله های زارتان
شیعیانم من غریب و مضطرم
یاد من رفته چرا از یادتان
دم به دم گوئید آقا جان بیا
پس چرا اینگونه است کردارتان
درد دل گفتم ولی با این وجود
شاد میگردم من از دیدارتان
منتظر باشید با اعمال نیک
تا خداوند هم کند اکرامتان
یکزبان باشید و فریادم کنید
لطف و تایید خدا همراهتان
از خدا خواهید تعجیل فرج
تا که باز آیم شوم من یارتان
اللهم عجل لولیک الفرج

خداوندا :امروز در میان باران کبوتری را دیدم که زیر شاخه خشکی پناه گرفته بود و چند برگ خشک را سایه بان خود ساخته بود .پروردگار مهربانم پنجره اتاق را گشودم و از دست هایم برایش سایبانی گرمی ساختم.اکنون از تو تقاضا دارم در لحظه هایی که در میان هجوم سرماو سختی قرار می گیرم از لطف و کرم خویش سایبانی برایم مقدر فرمایی که با آن بتوانم برای لحظه ای هم که شده خود را تنها و بی یاور احساس نکنم.

يا صاحب الزمان! داستان يوسف را گفتن و شنيدن به بهانهي توست .
شرمندهايم .
ميدانيم گناهان ما همان چاه غيبت توست .
ميدانيم کوتاهيها، نادانيها و سستيهاي ما، ستمهايي است که در حق تو کردهايم .
يعقوب به پسران گفت: به جستجوي يوسف برخيزيد،
و ما با روسياهي و شرمندگي، آمدهايم تا از تو نشاني بگيريم .
به ما گفتهاند اگر به جستجوي تو برخيزيم، نشاني از تو مييابيم .
اما اي فرزند احمد ! آيا راهي به سوي تو هست تا به ديدارت آييم .
اگر بگويند براي يافتن تو بايد بيابانها را درنورديم، در مينورديم .
اگر بگويند براي ديدار تو بايد سر به کوه و صحرا گذاريم، ميگذاريم .
اي يوسف زهرا !
خاندان يعقوب پريشان و گرفتار بودند،
ما و خاندانمان نيز گرفتاريم،
روي پريشان ما را بنگر. چهره زردمان را ببين .
به ما ترحم کن که بيچارهايم و مضطر
اي عزيزِ مصرِ وجود !
سراسر جهان را تيره روزي فرا گرفته است .
نيازمنديم ! محتاجيم و در عين حال گناهکار
از ما بگذر و پيمانه جانمان را از محبت پر کن .

در روایات ویژگىهاى زیادى براى یاران حضرت مهدی(علیهالسلام) شمرده شده كه برخى مربوط به ویژگىها و صفات ظاهرى و جسمانى است و برخى دیگر مربوط به خصایل اخلاقى و روحى .
خصایص روحى
شاید بتوان گفت: كه مهمترین ویژگى یاران امام(علیهالسلام) این است كه آنها مصداق كامل «اولیاء الله» (دوستان خدا) هستند. در قرآن كریم مىفرماید:"ألا إنَّ اَوْلیاءَ اللهِ لا خَوْفٌ عَلَیهم وَ لا هُمْ یحزنون"(1)؛ آگاه باشید كه بر دوستان خدا بیمى نیست و غمگین نمىشوند.این كه كسى از هیچ چیز ترسى به دل راه ندهد و اندوهگین نشود تنها زمانى امكانپذیر است كه جز خدا نبیند و جز به او نیندیشد. این اوج كمال آدمى و بالاترین مرتبهاى است كه یك انسان مىتواند بدان دست یابد.امام صادق(علیهالسلام) مىفرماید: خوشا به حال شیعیان قائم كه در زمان غیبتش منتظر ظهور او و فرمانبردارش هستند، آنان اولیاى خدا هستند، همانها كه نه ترس آنها را فرا مىگیرد و نه اندوهگین مىشوند.(2)

سعی كنید با افراد متدیّن معاشرت كنید و با افرادی كه فكر و حركت آنها شما را به گناه میكشاند همصحبت نشوید، و افكار شیطانی را از فكر خود محو نمایید. به معنویات روی آورید و در مجالس وعظ و خطابه شركت كنید. اذكار خود را بیشتر كنید و در هر كاری از خدا كمك بخواهید.
شیطان همواره در كمین است، امّا انسان باید آنقدر تهذیب نفس داشته باشد كه اجازه ندهد شیطان در او رسوخ كند و او را فریب دهد، لذا قبل از اینكه پشیمان شوید، شیطان را از خود برانید؛ زیرا خدای ناكرده اگر سریع به فكر خود نباشید، ممكن است نتوانید در آینده از القائات شیطان رها شوید. تا جوان هستید فرصت دارید خود را خلاص كنید.
اوّلین گام برای شما این است كه یك شخص متدین را راهنمای خود قرار دهید؛ از فردی كه خود صاحب كمال است، كمك بخواهید و قدری از روز را با او بگذرانید. سعی كنید با افراد متدیّن معاشرت كنید و با افرادی كه فكر و حركت آنها شما را به گناه میكشاند همصحبت نشوید، و افكار شیطانی را از فكر خود محو نمایید. به معنویات روی آورید و در مجالس وعظ و خطابه شركت كنید. اذكار خود را بیشتر كنید و در هر كاری از خدا كمك بخواهید.
با خود زیاد خلوت نكنید، اگر فكر گناه به ذهنتان خطور كرد از محل خارج شده، شروع به قدم زدن نمایید و خود را به كاری مشغول كنید تا فكر باطل از ذهن شما خارج شود. باید ببینید سبب اصلی تحریك شهوت شما چیست، بعد آن را علاج یا از آن دوری كنید، به مرور زمان، مسئله گناه را ـ ان شاءالله ـ فراموش خواهید كرد. اگر بتوانید هنگامی كه شیطان به سراغ شما آمد وضو ساخته و شروع به نماز خواندن نمایید، بسیار مؤثر است، در آن بركاتی است كه شما را در جهت خلاصی از این مشكل، كمك خواهد كرد.

اگر همه بندگان خدا اهل توبه نباشند؛ ولیكن بعضى از مؤمنین به تنهایى ــ كه از اهل اخلاص و مودّت حقیقی مىباشند ــ علاوه بر دعا و توبه براى خود؛ برای دیگران نیز توبه انجام دهد، و دعا و طلب مغفرت از براى همه مؤمنین نماید، چنین دعا و توبهاى چند فایده دارد:
1- اگر چنین دعا و توبهاى موجب تعجیل در زمان فرج نشود كه یك مرتبه وقت آن سر آمده و فرج واقع شود، در این صورت امید است كه این نوع دعا و توبه وسیله تخفیف در طول زمان تأخیر شود، كه اگر مثلا دوران آن صد سال بود؛ چند سالش كم شود.
2- هرگاه بعضى از دوستان از براى همه برادران دینى ــ از احیاء و اموات آنها ــ از گناهى كه سبب تأخیر فرج شده است، توبه و طلب مغفرت نمودند، و با این حال دعا كردند، به مقتضاى آنچه خداوند وعده اجابت دعا به هر یك از بندگان ــ خصوصاً دعاى در حقّ غیر ــ فرموده، پس امید است كه در اثر استجابت این دعا همه مؤمنین از براى توبه و دعا در امر فرج توفیق یابند، خصوصاً اگر در دعایش بر این وجه قید نماید كه از خداوند طلب كند: آنچه وسیله تعجیل در فرج است میسّر و فراهم نماید .
پس توبه و دعای عموم مؤمنین یك وسیله فرج است، كه این وسیله به مستجاب شدن دعاهاى او فراهم خواهد شد، و آنها هم موفّق به این دعا و توبه خواهند گردید.
3- فرد بواسطه این توبه و دعا چه از جانب خودش و چه از جانب برادران ایمانى خودش از جمله انصار و یاران آن حضرت(علیهالسلام) محسوب مىشود، ولو بر فرض آن كه تأثیرى در تعجیل فرج ــ از عدم جهت اقدام دیگران ــ ننماید.

روایاتى در موضوع تعجیل ظهور امام زمان(عج) وارد شده است که نشانگر اینست که دعا اثر كاملی در امر فرج دارد. و آنچه از روایات دلالت بر این امر دارد؛ پنج قسم است:
در بعضى روایات تصریح شده است كه دعاى مؤمنین و طلب فرج آن حضرت(علیهالسلام) موجب تعجیل در فرج مىشود، و ترك آن موجب تأخیر در فرج مىشود .
از آن جمله روایتى كه در «نجم الثاقب» از شیخ جلیل عیّاشى از فضل بن ابى قره نقل شده، كه گفت: از امام صادق(علیهالسلام) شنیدم كه مىفرمود : خداوند به حضرت ابراهیم(علیهالسلام) وحى فرمود كه بزودى براى تو از ساره پسرى متولّد مىشود .
ساره گفت: كه من پیرهزن و عجوزهام .
خداوند فرمود: بزودى فرزندى آورد و فرزندان آن پسر تا چهارصد سال در دست دشمن من معذّب مىگردند، به سبب آن كه كلام مرا ردّ نمود .
پس چون بنى اسرائیل در دست فرعون مبتلا شدند تا چهل روز در درگاه خداوند ناله و گریه نمودند .
خداوند به حضرت موسى و هارون(علیهماالسلام) وحى فرمود كه: ایشان را از دست فرعون خلاص گرداند، و صد و هفتاد سال از آن چهار صد سال باقى مانده بود كه آن را از ایشان برداشت .
امام صادق(علیهالسلام) فرمود: كه اگر شما نیز چنین تضرّع و زارى مىكردید، خداوند فرج ما را مقدّر مىكرد، و چون چنین نكنید پس بدرستی كه این امر به نهایت خود خواهد رسید.(1)

سیّدی از علماء تبریز که مقیم نجف اشرف بوده چنین حکایت نموده: در مسجد «سهله» پس از زیارت مقام حضرت حجّت – عجل الله تعالی فرجه الشریف – به قلبم خطور نمود که اگر سنی مذهبی از من بپرسد که درخصوص سن مبارک حضرت صاحب الزمان در قرآن چه دارید یعنی کدام آیه دلالت دارد بر طول عمر آن حضرت؟ ما، در جواب چه بگوییم. هرچه فکر کردم چیزی به ذهنم نرسید. با همین حال، خوابم برد در عالم رؤیا دیدم در مسجد کوفه هستم و پرده ای کشیده شده که در پشت آن پرده حضرت حجّت (عج) تشریف دارند. شخصی دو نفر را به محضر آن حضرت برد آنها آن حضرت را زیارت نمودند چون نوبت به من رسید همین که پرده را بلند کردیم و چشم آن حضرت به من افتاد بدون تأمل فرمود:
وَإِنَّ یونُسَ لَمِنَ الْمُرْسَلِینَ(الصافات/139)






